


پسری که خانه میدزدد
درباره این مورد
کلیدها را برمیداشت تا از هر خانه یک یادگاری داشته باشد..
قضیه، دزدی از خانهها نیست؛ بلکه دزدیدن خود خانههاست. آرزوهایش را روی این کلیدهای کوچک حک میکند و آنها را در جیبش میگذارد تا بتواند همچنان نفس بکشد.
پدرش آرام میگوید: «وقتی شروع به کتککاری کنی، دیگه نمیتونی ازش دست بکشی. آخرش مثل من میشی.» خندهی تیزی میکند.«تهش همینه، سم. خون وزندان.»
سم پانزده سال بیشتر ندارد؛ اما او و برادرش که مبتلا به اوتیسم است، از همهجا طرد شدهاند.حالا سم میخواهد زندگی جدیدی برای هردویشان بسازد. هرشب به خانهای خالی میرود و روی تختی میخوابد و خوراکیهای آن خانه را میخورد تا زنده بماند. تا یک روزی برای خودش و برادرش خانه بگیرد...
%14- 817,000 تومان
قیمت پیشین: 950,000 تومانتعداد:
